دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 713
تعداد نوشته ها : 3
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem231
توی وصیتنامه ش میگفت :
.
به رفیقام میخوام بگم هر وقت خواستید دور هم جمع بشید خوش بگذرونید بیاید هم

توی وصیتنامه ش میگفت :
.
به رفیقام میخوام بگم هر وقت خواستید دور هم جمع بشید خوش بگذرونید بیاید همین جا پیش من .

حتما نباید قرآن بخونید که . . دور هم بودنتونو اینجا بگذرونید ، اگه به مشکلی برخوردید ..

 اگه تو دلتون چیزی بود .. بیاید با من درد و دل کنید .. من حرف هاتون رو گوش میدم .. .

.
.
شهیدیاغی
دسته ها : وصیت نامه

چهار چایی برای چهار شهید!

حالا که شهدا به شکار دوربین در نمی آیند ما قبل از شهادت از آنها عکس میگیریم.
این همان نیتی بودکه من درسال61قبل از عملیات مسلم ابن عقیل در گرفتن این
عکس درسر داشتم.امّا شرح ماجرا این گونه است که بعداز عملیات رمضان مسئوولین
جنگ متوجه تاکتیک های جدید وپیچیده آنهااز قبیل بکارگیری تانکهایT72 وزدن
خاکریزهای مثلثی و...شدند.لشگر27 محمدرسول الله که درآن زمان تیپ بود یک
گردان زرهی داشت به نام ذوالفقار.این گردان یک گروهان آر.پی.جی برای مقابله با
تاکتیک های جدید دشمن تشکیل داده بود.
چندروز مانده به عملیات مسلم بن عقیل که رزمندگان در منطقه عمومی سومار درحال
آمادگی به سرمیبردند،مسؤولین گروهان آر.پی.چی که از دانشجویان تربیت معلم بودند
درحال برنامه ریزی امورات مربوط به مأموریت خود بودند.گوئیا برای من که ناظر
آنها بودم یقین شده بودکه اینها شهیدخواهند شدبه گونه ای که شکی دراین مورد به خود
راه ندادم.برای خدمت به شهدای آینده چهار لیوان چای برایشان ریختم ودر زیرپل که
نشسته بودند بردم.دوربین را برداشته وازآنها مخفیانه عکس گرفتم. صدای دکمه دوربین
که بلندشد هرچهار عزیز سر برگردانده وگفتند:چکار میکنی؟نکنه خیالاتی درمورد ما
کرده ای؟
گفتم به خدا درست فکر کرده اید.من هم به همان نیت عکس گرفتم.


نشسته از چپ به راست:
شهید علیمردان موحد از زنجان(فرمانده گروهان)
شهید...مسئوول یکی از دسته ها
شهید نادراکبرزاده نیک گفتار از ارومیه یکی از معاونین گروهان
شهید محمد رضا نور بهشت معاون اول گروهان



دسته ها : خاطره



گم نمی شوی
سبزی و با هجوم خزان گم نمی شوی
نوری که در عبور زمان گم نمی شوی
پنداشتند مرگ تو پایان نام توست
اما بدان ز باورمان گم نمی شوی مثل عبور ثانیه ها، مثل زندگی
یک لحظه از ورای جهان گم نمی شوی
با آنکه زخم خورده شام شقاوتی
ای صبح! ای سپیده، زجان گم نمی شوی
نام تو وسعتی ست پر از آبروی عشق
باور کن ای همیشه عیان!گم نمی شوی
در قلب آنکه عاشق نام بلند توست
ای آبروی هر دو جهان گم نمی شوی
X